سيد جلال مصطفوى كاشانى

195

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى )

« روان‌پزشكى » ، سال دوم ، شماره چهارم ، مهر و آبان 1349 چاپ شده است . چند جمله از آن نقل مىشود : از آنجا كه اغلب مسايل علمى همين‌كه خوب فهميده شد ، نسبتا ساده است هر دانشمند جاه‌طلبى ، اگر بخواهد از افكار خويش دفاع كند ، نبايد به همكاران وانمود نمايد كه ساده است ، بلكه آنچه بايد انجام دهد چاپ كردن مقاله‌اى چنان مبهم و دشوار است كه هيچ‌كس از آن سر درنياورد ولى همه بتوانند آن را تجليل و از تبحر نويسنده تقدير نمايند ؛ از جمله ، در يكى از مطبوعات علمى چنين نوشته شده است : در « نوروفيزيولوژى » ، چنين مىخوانيم كه : با اين مكانيسم ، بررسى يك عمل قهقرايى شيميايى مانند عمل اسيد گاما آمينو و بوتيريك در مغز تفاوت موقت سيناپس‌ها در يك عنصر بعد سيناپس خاص تحقق مىيابد كه داراى احتمالى افزوده از فعاليت مفيد در حالتى كه بر بىقطبى شدن بعد از سيناپس‌ها يك فعاليت بعد از سيناپسى بعد از يك فعاليت قبل از سيناپس پيدا شده يا با آن هم‌زمان بوده و يك احتمال كاسته‌اى براى اين سيناپس‌ها كه فعاليت قبل از سيناپسى نداشته‌اند ( تصور نشود كه بد ترجمه شده است عبارت فرانسه از اين هم پيچيده‌تر است ) . بعضى از دانشمندان مقالات خود را براى مطبوعات علمى ، چنان بد و قلمبه ان شاء مىكنند كه حدى ندارد و اميدوارند كه حقايق علمى از لابه‌لاى كلمات نامنظم و نارسا ، خودبه‌خود ، جلوه كند و فهم شود و از اين بىنظمى نتيجه مىگيرند كه وصول به حقيقت دشوار است و بايد همواره با ابهام و درهمى بسيارى توأم باشد و اين نظر غلط چنان پيش مىرود كه امروز گويى تاريك و مبهم بودن مقالهء علمى حكايت از سطح بالاى آن دارد و هر قدر دشوارتر بتوان آن را فهميد و با رمل و اصطرلاب مفاهيم را دريافت ، دليل بر فهم و بالا بودن سطح علمى مقاله است . 3 - داروهاى ضد افسردگى از آن قلمبه‌گويىها كه بگذريم با كمال تأسف بايد بگوييم كه آقاى پروفسور پلتزشه ، در سخنرانى خود ، داروهاى نورولپتيك را به عنوان ضد افسردگى معرفى كرده است و حال آنكه اين داروها را كليه روان‌پزشكان جهان ، امروزه براى درمان افسردگىها تجويز نمىكنند ؛ زيرا طبق نوشته پروفسور عبد الحسين ميرسپاسى ، در صفحهء 804 كتاب روان‌پزشكى :